تبلیغات
شرح دل
پنجشنبه 21 مهر 1390

یه مقایسه دلخراش؛ به کجا داریم میریم؟!؟!

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

این دو عکس هم زیادی شرحی براش ندارم؛یعنی دستم به نوشتن نمیره...یه مقایسست بین سال 1985 و 2010 از دریاچه ارومیه...دو عکس هوایی که خیلی خوب ، خیلی چیزارو بیان میکنن...




فقط یکی به من بگه کجا داریم میریم؟! چیکار داریم میکنیم؟! جواب نسل بعد از مارو و حتی خود مارو کی میده؟!


جمعه 15 مهر 1390

بدون شرح و تاسف بار...

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

یک کلیسای قدیمی با معماری منحصر به فرد در مرکز کرمان





زیباست...نه؟

حالا چطور؟ داره بازسازی یا مرمت میشه؟!



خب پس اینم مرحله پایانی مرمت:
قشنگ شد نه؟!



شکایتمونو به کجا باید ببریم؟ چرا آخه؟
آره اینم یه تخریب ساده دیگه...
تا کی باید شاهد این توسعه ی بی نهایت ناپایدار باشیم؟! تازه اگه قبول کنیم توسعه ای در کار هست به جای این تخریب ها...
به قول یه بنده خدایی، اینهمه تالاب خشک کردن، اینهمه جنگل نابود کردن، اینهمه تو کویرای پر ارزش کارخونه ساختن، اینهمه دریاچه آب شور و شیرین رو تبدیل به شوره زار و شنزار کردن...خب اینم روش!


یکشنبه 10 مهر 1390

ترس من...

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

ترس من از حاکمان این سرزمین نیست .

ترس من از فرهنگ حاکم بر این سرزمین است.

دغدغه من نه سیاست است نه سرکار آمدن حزب یا جناح خاصی.
...
دغدغه من آبادی این سرزمین است .

و این سرزمین را برای آرامش و آزادی مردمش می خواهم که هر سرزمینی بدون مردمش یک خاک مرده و بی ارزش است. برای همین از کینه ها و انتقام جویی ها می ترسم. از عمیق تر شدن این شکاف ها ، از همسایه ستیزی ازخود رایی می ترسم. تاریخ خود را دوباره تکرار می کند شاید به همین خاطر پیش بینی آینده ایران کار سختی نیست آنچه قابل پیشگیریست ، نه تکرار تاریخ که ریشه دار شدن فرهنگ هاست...
منبع: نمیدونم! یکی از دوستان توی یکی از شبکه های اجتماعی نوشته بود!به دلم نشست منم آوردمش اینجا!


این روزها، پنجمین جشنواره اقوام ایران زمین با حضور قومیت ها و عشایر نواحی مختلف سرزمین پهناورمان،از روز 5 مهر در استان گلستان در حال برگزاریه و امروز روز آخر خودشو سپری می کنه. نه تنها قومیت های مختلف کشور ایران امروزی، بلکه تعداد زیادی از هنرمندان و اقوام پهنه فرهنگی ایران مثل کشورهای ازبکستان، قزاقستان، آذربایجان، ترکمنستان، تاجیکستان، ارمنستان و گرجستان هم در این جشنواره حضور دارن.
خب برگزاری چنین همایشی با چنین گستره ای و یکجا جمع نمودن این همه خرده فرهنگ که نتیجه چند هزار سال تلاش و تکاپوی بشری در گستره سرزمینی فلات ایرانه، موجب خرسندی و شادمانی هر دوستدار فرهنگ ایرانیه و کار بزرگی.به خصوص اینکه نه تنها 5 سال پیاپی از برگزاری این جشنواره میگذره، بلکه خبر تهیه پرونده های لازم برای ثبت جهانی این رویداد در فهرست رویدادهای فرهنگی یونسکو، نوید بخش استمرار این حرکت ارزشیه.
خیلی دوست داشتم تا شرایطی پیش بیاد تا خودم شخصا بتونم در این جشنواره شرکت کنم تا نه تنها فرصتی باشه برای آشنایی هرچه بیشتر با فرهنگ غنی این سرزمین، بلکه بتونم از نزدیک امتیازات و البته کمبودهای این جشنواره رو لمس کنم که بیشتر برای تجربه شخصی خودم اهمیت داره و بعد از اون ارائه به دیگران.
انشا... در سالهای آینده.
اما امروز با مساله ناراحت کننده ای مرتبط با این جشنواره برخوردم. امروز صبح وقتی قصد خروج از خونه رو داشتم به طور کاملا تصادفی نظرم به تلوزیون جمع شد که در حال پخش یکی از برنامه های صبحگاهیش بود. دو نفر مجری در حال اجرای برنامه به صورت کاملا جلف بودند که یکی از اونها خبر برگزاری این جشنواره رو با نمایش چند عکس از آن اعلام کرد.
بیشتر عکسها مربوط به مراسم آئینی و رقص های بومی مناطق مختلف کشورمون بود که البته و مسلما همراه با لباس های سنتی این افراد برگزار شده بود. نکته تاسف بار، نوع برخورد این دو مجری به اصطلاح شیرین و خوشمزه بود که جز تمسخر و کوچک شماری،نکته دیگری رو در ذهن من مخاطب ایجاد نمی کرد...استفاده از جملاتی مثل: "اوه اوه از اون کارا" ، "واسه خودشون شادن" ، "نگو چیکار دارن میکنن، بگو حرکات موزون" و غیره که البته با لحنی سخره آمیز همراه بود.
نتیجه این نوع برخوردها، خیلی زود در جامعه نمود پیدا میکنه، به صورتی که امروز بعد از ظهر،در جایی منتظر بودم و دو خانم نسبتا جوان که کنار بنده ایستاده بودن و از قضا،برنامه مذکور صبح صدا و سیما رو دیده بودن اینگونه برای هم تعریف میکردن که : "دیدی مجریه چه باحال گفت؟خب راست میگه دیگه،میخاستن یه جا از خجالت کمرشون در بیان رفتن جشنواره راه انداختن دور هم برقصن!خب برن تو همون روستاشون"
راستش انقدر این برنامه برام تاسف بار بود که یادم رفت اسم برنامه رو دقت کنم.ولی فکر میکنم شبکه تهران و حدود ساعت 8:30 صبح امروز!
شاید برای این دو مجری به اصطلاح با نمک،این نوع برخورد فقط برای گرم کردن هرچه بیشتر برنامشون باشه، ولی به نظرم صدا و سیما به عنوان رسانه تصویری ، باید دقت بیشتری در خصوص برخی از ارزش ها و تابو های جامعه داشته باشه تا نه تنها موجب دلزدگی جامعه نشه بلکه در جذب افراد هم تاثیر گذار باشه. نکته ای که متاسفانه بارها و بارها از طریق مجری ها و حتی سریال های تلوزیونی شاهدش بودیم برعکس اینه!


شاید حدود دوساله که سایتی با آدرس persianorarabiangulf در حال انجام یک رای گیریه که گفته میشد قصد اون تعیین نام خلیج واقع در جنوب ایرانه(خلیج پارس).
خیلی از دوستداران ایران و تاریخ ایران در این رای گیری شرکت کردن تا اینکه چند وقت پیش خبری از اخبار 20:30 اعلام شد مبنی بر اینکه این سایت بی اساس بوده و قصد صاحب آن،افزایش آمار بازدیدکننده و کسب درآمد از راه کلیک بر روی تبلیغات آن بوده و چند هدف دیگه. شاید این خبر شوکی بود برای خیلی از افرادی در این رای گیری شرکت کرده بودن و حتی از طرق مختلف هم برای اون اطلاع رسانی کرده بودن.

بله درسته،متاسفانه سایت مذکور که اقدام به رای گیری کرده،اساسا بی هویت بوده و این که چه اهدافی داشته یا داره مبهم و جالبه،هرچند اهدافی که ذکر میشه مثل کلیک بر روی تبلیغات سایت مذکور وپولدار شدن صاحب سایت ویا تلاش برای ایجاد تفرقه بیت ایرانیان و اعراب و غیره به نظرم زیاد قانع کننده نیست!

هرچند این سایت برای توضیح کار خود فقط به ذکر جمله "Your opinion matters , express what you think!" اکتفا کرده!

اما از اهداف یا نتیجه این رای گیری که بگذریم،نکته دیگه قسمتی از سایته که دلایل دو طرف را برای ادعای خود نوشته شده!که البته برخی از دلایل به خصوص برای خلیج ع ر ب ی قابل تامله و حتی در صحن سازمان ملل نیز ازشون استفاده شده و میشه.

باز از این نکته هم که بگذریم چیزی که تو این مدت نظر همه رو جلب کرد میزان اشتیاق و یکدلی و اطلاع رسانی ایرانی ها بود. که نشون داد از کنار این موضوعات بع راحتی نمیگذرن.

جالب اینجاست که پس از نزدیک دو سال رای گیری و فعالیت این سایت و اطلاع رسانی مردم به هم و ایجاد دغدغه بین مردم با ذکر شایعاتی مثل تاثیر رای گیری بر نقشه های اینترنتی و غیره، بالاخره پس از این مدت طولانی، اخبار 20:30 بر بی اساس بودن اون اطلاع رسانی میکنه.آیا واقعا این خبر تازه به گوششون رسیده یا کارشناسان هم تا کنون مثل سایر مردم فریب خورده بودند؟ شاید هم از روی بی اهمیتی موضوع برایشان، باید کار به جایی میکشید تا این موضوع، پیامهای شب قدر مردم رو تشکیل بده تا کارشناسان رسانه ای به این فکر بیفتن که اعلام کنن!نمیدونم!

برخی میگن که شرکت گوگل چه کاره است که دخل و تصرفی در یک نام تاریخی داشته باشه اما کافیه یه سر به سایت maps.google بزنید تا متوجه این تصرف و تغییر نام بشیم:

این سایت که یک سایت مرجع در زمینه نقشه های جغرافیاییست، نه تنها نام PERSIAN GULF رو از روی رنگ آبی آبهای این پهنه حذف کرده،بلکه با گرفتن نشانگر موس روی این قسمت از نقشه، تصویر بالا مشاهده میشه!

مسلما آنچیزی که موجب روی آوردن و شرکت در اینگونه رای گیری ها میشه، حس وطن دوستی و دفاع از حقیقته و بسیار ارزشمنده و باعث افتخاره،حتی اگه در پشت پرده دست دیگری و با هدف دیگری باشه...نظر شما چیه؟

پرانتز: یادمون باشه خلیج پارس درسته...نه خلیج فارس

پرانتز دوم: این مطلب در سایت دانشجویان جهانگردی مازندران هم با کمی تغییرات نوشته شد.


جمعه 8 مهر 1390

به پیامی دل بیچاره ی ما شاد کنید...

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

دوستان عزیزی که لطف می کنن و میان به وبلاگن سر میزنن اگه پیامی هم بزارن بیشتر خوشحالم میکنن. بی صبرانه دوست دارم پیشنهاداتونو بشنوم و تشویقارو(اگه باشه!) مایه اشتیاقم برای ادامه راه قرار بدم و روی انتقاداتتون فکر کنم...


جمعه 8 مهر 1390

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از این که از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقه ت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ت گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don""t see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه

To find money in a pant that you haven""t used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !

To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره

To be part of a team.
عضو یک تیم باشی

To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !

To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره

remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی

These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

Let us learn to cherish them.
قدرشون رو بدونیم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد

وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده

چارلی‌ چاپلین


سه شنبه 5 مهر 1390

Most people...

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

"Most people are only alive because it is illegal to shoot them"


یکشنبه 27 شهریور 1390

لباس و موسیقی اقوام ایرانی، جهانی می شود...

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    


معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از بررسی دو پرونده «لباس اقوام ایرانی» و «موسیقی اقوام ایرانی» در اجلاس آینده كمیته میراث معنوی یونسكو خبر داد.

به گفته مسعود علویان صدر، پس از محدودیت هایی كه از سال گذشته در تعداد سهمیه كشورها در نظر گرفته شد، امسال هر كشور فقط ۲ پرونده را می تواند ارائه كند.

سال گذشته ایران ۵ پرونده میراث معنوی را شامل آیین های معنوی تعزیه، آیین های پهلوانی و زورخانه ای، موسیقی مقامی بخشی های شمال خراسان، مهارت های سنتی بافت فرش كاشان و مهارت های سنتی بافت فرش فارس در فهرست جهانی ثبت كرد.


چهارشنبه 2 شهریور 1390

تعرض به حریم تپه آکروپل شوش برای ساخت بلوار!

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

به موجب گزارش‌های مستند در روزهای گذشته، شهرداری شوش برای ایجاد یک بلوار در دامنه تپه موسوم به ارگ یا آکروپل شوش، بخش‌هایی از عرصه باستانی این تپه را تخریب و تسطیح کرده است.

در تصاویر ارسال شده از سوی دوستداران میراث فرهنگی از تپه آکروپل، در اثر فعالیت ماشین‌آلات راه‌سازی، بقایایی از ‌سفال‌های خرد شده، قطعات شکسته آجر و بقایای برخی آثار باستانی مشابه بر سطح زمین مشاهده می‌شود.

به گزارش مهر، طبق قوانین میراث فرهنگی، عرصه یک اثر تاریخی محدوده‌ای است که ارزشهای یک اثر تاریخی در آن متجلی است. ارزش‌های کالبدی، تاریخی، معماری، هنری، عملکردی، مذهبی، محیطی، شهرسازی، منظری و... هریک می‌توانند بیان‌کننده ارزشهای یک اثر تاریخی باشند.

براساس پیمان نامه های بین‌المللی، هرگونه مداخله در عرصه یک اثر یا مجموعه تاریخی شامل تعمیر یا نوسازی (حذف یا اضافه) مگر با کسب مجوزهای قانونی از سوی سازمان میراث فرهنگی، ممنوع است.

در این مجموعه آثار فعالیت ماشین آلات راهسازی، بقایای خرده سفال، قطعات شکسته آجر و بقایای باستانی مشابه دیگر، در سطح زمین قابل مشاهده است.

این درحالی است که مجموعه باستانی شوش در سال 1367 در شرایط اضطراری سال های جنگ تحمیلی توسط مهدی رهبر یکی از باستان شناسان پیشکسوت تعیین عرصه و حریم شد.

احداث بلوار و خیابان در دامنه تپه های آکروپل شوش

وی در آن زمان عرصه شوش را 400 هکتار اعلام کرد. با این حال چندی بعد و در نتیجه کشفیات جدید باستان شناسی اعلام کرد که عرصه شهر باستان شوش بیش از آن 400 هکتاری است که در شرایط اضطراری جنگ مشخص کرده و باید مطالعات گسترده تری انجام شود.

سپس در فروردین سال 1387 یک گروه باستان شناس به سرپرستی محمدتقی عطائی با مجوز پژوهشکده باستان شناسی کشور اقدام به تعیین عرصه شوش کردند و در نتیجه عرصه باستانی شوش 1200 هکتار اعلام شد. با این حال، بعد از گذشت چند سال، مدیران سازمان میراث فرهنگی و مسؤولان محلی به بهانه توسعه شهر جدید شوش، عرصه 1200 هکتاری را به 800 هکتار تقلیل دادند اما همین عرصه نیز تا کنون بنا به دلایل نامعلومی هنوز مورد تصویب قرار نگرفته است. اکنون نیز با توجه یه شواهد موجود، مسئولان محلی در صدد کم کردن همان عرصه 800 هکتاری هستند.

احداث و توسعه خیابان در دامنه تپه موسوم به ارگ یا آکروپل شوش

با این حال به نظر می رسد هر چند در بحث خروج خانه های تاریخی از فهرست میراث ملی، مدیران سازمان میراث فرهنگی کم کاری و قصور در اقدامات مدیریتی خود را نمی پذیرند و این امر را نتیجه اقدامات میراث ستیزانه سایر نهادها می دانند اما در زمینه تخریب و آسیب دیدن شهرهای باستانی و مجموعه هایی همچون شوش، هرمزد اردشیر، ایوان کرخه، ارجان و تصویب نشدن عرصه و حریم مجموعه جهانی شوش و موارد مشابه آن، قصور مدیران آشکار و عیان است.

مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری استان خوزستان با تکذیب تصاویر منتشرشده به ایسنا گفت: خط فنی تعیین‌شده برای انجام اقدامات شهری اصلا جابه‌جا نشده و هیچ بیل و لودری خارج از این خط، به تپه آکروپل وارد نشده است. پرویز پورفرخی افزود: این منطقه به زباله‌دانی و محل جمع‌آوری نخاله‌های ساختمانی و منشأ وجود مار و عقرب تبدیل شده بود.

وی گفت: هنگام جمع‌آوری نخاله‌ها به‌دلیل اینکه کارکنان شهرداری نگران بودند که خاکی از محوطه به بیرون برده شود، نخاله‌ها را روی دامنه تپه ریختند به همین دلیل، هر کسی از آنجا عبور می‌کند، تصور می‌کند روی تپه تراشیده شده است. پورفرخی افزود: هیات ژئومغناطیس دانشگاه «ماینز» آلمان به‌شکل مشترک کار خود را پاییز امسال در شوش آغاز می‌کند تا لایه‌های بخشی از محوطه بدون کلنگ‌زنی، در عمق‌های مختلف بررسی شود.

برگرفته از : همشهری، مهر، ایسنا


در پی طرح واگذاری محل مؤسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی برای ساخت ویلا، انجمن حشره‌شناسی و انجمن قارچ شناسی ایران در بیانیه‌های جداگانه‌ای با ابراز تأسف از نادیده گرفتن حاصل نیم‌قرن تلاش شیفتگان علم گیاه پزشکی و هزینه‌های میلیاردی در ساخت تاسیسات غیرمنقول این مؤسسه، حفظ و حراست از این ثروت ملی را خواستار شدند.
موقعیت مکانی موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور

گفتنی است، چندی پیش درپی بازدید وزرای کشاورزی، مسکن و خارجه از این مؤسسه واقع در اوین اعلام شد که به‌دلیل اینکه زمین مؤسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور مرغوب است، در محل این مؤسسه به ساخت ویلا برای خارجی‌هایی که به ایران می‌‌آیند، اقدام شود.

به گزارش فارس رئیس مؤسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی به این موضوع اعتراض کرد اما وزیر مسکن در پاسخ گفت که این تصمیم اتخاذ شده است.پس از اعلام این تصمیم، جمعی از اعضای هیات علمی و کارکنان مؤسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی ایران، در اعتراض به این امر تجمع کردند.

اما دکتر حسن عسگری، رئیس مؤسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی ایران در گفت‌و‌گو با ایسنا با رد هر گونه اخباری مبنی بر تغییر کاربری مؤسسه به قصد ویلاسازی، ساخت مجتمع تفریحی، احتمال انحلال مؤسسه و یا انتقال آن به خارج از استان تهران درباره علت تغییر کاربری مؤسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی ایران گفت: از سال‌ها پیش به‌دلیل نزدیکی مؤسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی ایران به سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی، مسئله تغییر کاربری مؤسسه، در راستای توسعه سالن اجلاس سران مطرح شده که در حال رایزنی برای جلوگیری از این تغییر کاربری هستیم.

پیرو درج این اخبار، توضیحاتی از سوی این مؤسسه خطاب به خبرگزاری فارس ارائه شد که در آن تصریح شده بود، ساخت ویلا برای خارجی‌ها به جای مؤسسه تحقیقاتی، موضوعی درون‌سازمانی است. اما این تکذیبیه و سخنان، نه‌تنها از نگرانی‌ها کم نکرد بلکه انجمن حشره شناسی ایران و انجمن قارچ شناسی در بیانیه‌ای به این امر واکنش نشان دادند و اعلام کردند:

خبرها تکان‌آور و شگفت‌انگیز است و حکایت از تصمیم به بیرون راندن محور گیاه پزشکی ایران از خانه و مکان و تأسیسات و زمین‌هایی دارد که نسل‌های متوالی شیفتگان این دانش آجر به آجر آن را با عشق خدمت به اعتلای ایران اسلامی و کشاورزی کشور بر هم نهاده‌اند؛ تصمیمی که اساساً بررسی‌های کارشناسی آن ناپیدا و عنصر عاقبت‌بینی و آینده نگری در آن مفقود است.

در ادامه این بیانیه با اشاره به سابقه مؤسسه گیاه پزشکی آمده است: در سال‌های 1324-1322 نسلی عاشق، دلسوخته و شیفته خدمت در وزارت کشاورزی ابتدا به تمهید مقدماتی پرداختند و به‌دنبال آن در سال 1339 مکان امروزی مؤسسه را که هم‌اکنون مورد توجه و نظر است و جزو اراضی بایر اوین و ولنجک و بسیار دور از تهران بود با منتهای مشقت و سختی به مرحله کسب مجوز رساندند و به‌رغم مشکلات و موانع فراوان نگهداری و حفظ کردند و در نهایت موفق شدند در این زمین‌ها ساختمان‌ها و تأسیسات مختلف، آزمایشگاه‌ها و گلخانه‌ها و مزارع و باغچه‌های تحقیقاتی متعدد بسازند تا گیاه پزشکی آن روزگاران را از آن شرایط نامطلوب به جایگاه شایسته و موجب سربلندی و افتخار امروزی برسانند.

متأسفانه برای گیاه‌پزشکان قابل تصور نیست که چگونه می‌توان حاصل حدود 70 سال تلاش صادقانه شیفتگان گیاه پزشکی و هزینه‌های گزاف صدها میلیاردی ساخت تأسیسات غیرمنقول از قبیل آزمایشگاه‌های مجهز و پیشرفته، گلخانه‌های تخصصی، اتاق‌های حرارت ثابت، میکروسکوپ‌های الکترونیک، فیتوسل‌ها، ذخایر ژنتیک عظیم با صدهاهزار و یا میلیون‌ها نمونه حشره، گیاه، قارچ، جانور و علف هرز و غیره را که از هر جهت در کشور یگانه و منحصر به فرد و در سطح منطقه بعضاً بی‌نظیر هستند نادیده گرفت و ویران کرد و از دست داد؛ آن‌هم گنجینه‌های منحصر به فرد و کم نظیر یا بی‌نظیر که در نهاد ریاست‌جمهوری (ثبت میراث ملی) و مجامع بین‌المللی به ثبت رسیده و در سطح جهانی نامور و نامبر دارند.

در پایان اعضای انجمن قارچ‌شناسی ایران اعلام کرده اند: معتقدیم که لازم است در حفظ و حراست این ثروت ملی کوشا باشیم در غیراین صورت نه تنها احیای آنها ممکن نیست بلکه دچار اشتباه تاریخی بزرگی هم خواهیم شد که از نقطه نظر نسل‌های آینده نابخشودنی است. در پایان نامه انجمن حشره‌شناسی نیز آمده:

ما اعضای انجمن حشره‌شناسی ایران امیدواریم که در تصمیم‌های اخذ شده تجدید‌نظر کلی به عمل‌آید و نه تنها از اخذ زمین‌های این مؤسسه مهم خدمتگزار کلاً صرف‌نظر شود بلکه به‌دلیل اهمیت قدر اوّل وظایف مؤسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور، نسبت به افزایش چشمگیر بودجه‌های تحقیقاتی و عمرانی آن و تأمین نیازهای محققان و کارکنان مربوطه اقدام مؤثر، مقتضی و عاجل به عمل‌آید که نتایج مثبت چنین عنایت‌هایی را در افزایش میزان تولیدات کشاورزی و مواد‌غذایی کشور در بازه‌های زمانی منطقی و معقول شاهد خواهیم بود.


برگرفته از : همشهری-صفحه 6 - امروز


شنبه 29 مرداد 1390

از محرومیت تا آبادانی چند پل مانده است؟!

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

پلدختر مشکل کم ندارد؛ آب‌آلوده به نفت در 2روستای آن، نبود استخر شنا برای جوانان، نبود پارکینگ، باغ‌های انجیر تشنه بر اثر کم‌آبی «مادیان رود» و تا همین چندی پیش، نبود پزشک قانونی در این شهر.

اما علی کاییدی، نماینده پلدختر و معمولان در مجلس شورای اسلامی می‌گوید که وضعیت و امکانات پلدختر در مقایسه با سایر شهرهای استان لرستان، خوب است. کاییدی تأکید می‌کند که پلدختر با وجود جمعیت کم، بیشترین واحدهای آموزشی پس از خرم‌آباد را که مرکز استان لرستان است، دارد. او همچنین از بیمارستان شهر به عنوان یکی از بیمارستان‌های مجهز استان لرستان نام می‌برد. کاییدی در گفت‌وگو با «همشهری» از امکانات و کاستی‌های پلدختر می‌گوید.

موقعیت استان لرستان

برای مشاهده متن این مصاحبه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

برگرفته از : همشهری امروز - صفحه 17


ادامه مطلب

یکشنبه 16 مرداد 1390

آتش دامن خانه 400 ساله نواب صفوی را گرفت...

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

خانه نواب صفوی که در سال 84 به ثبت ملی رسیده بود، از جمله آثار تاریخی ارزشمندی بود که بخشی از آن نیز در آذرماه سال گذشته در اقدامی شبانه و به بهانه تعریض کوچه توسط اهالی محل تخریب شد. خانه تاریخی نواب صفوی 400سال قدمت داشت که پس از تخریب بخش‌هایی از آن، محل تجمع افرادی شده بود که امنیت اهالی محله را بر هم می‌زدند.

چند روز پیش و به گفته یکی از ساکنان محل افراد ناشناس با ورود شبانه به خانه تاریخی نواب صفوی این بنای 400ساله را به آتش کشیدند. آتش‌سوزی‌ها موجب آن شد که در و پنجره‌های گره‌چینی‌ شده به کلی از میان برود و تزیینات اطراف حیاط و 2اتاق سه‌دری آن در آتش بسوزد. خانه تاریخی نواب صفوی در محدوده بافت تاریخی مرکز شهر اصفهان در ضلع جنوبی خیابان ابن سینا و ابتدای کوچه مسجد آقانور قرار دارد. قدمت این خانه به دوران صفویه و قاجاریه بازمی‌گردد که 6سال پیش با شماره 12124 در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده بود.



[http://www.aparat.com/v/00ca4dc5c4d94396ae3966f3b0ab1f1b20863]


ایران ای سرای من
خاکت توتیای من
جاویدان بهشت من
عشقت کیمیای من
[ همخوانی ]

ایران ای سرای من
خاکت توتیای من
جاویدان بهشت من
عشقت کیمیای من
[ پایان همخوانی ]

ای سرزمین بی کران
ای یادگار عاشقان
ای خفته در میان تو
در قلب مهربان تو
هزاران شهید بی گناه نوجوان
هزاران شه گذشته در رهت ز جان
[ همخوانی ]

ایران ای سرای من
خاکت توتیای من
جاویدان بهشت من
عشقت کیمیای من
[ پایان همخوانی ]

ای تخت جاودان جم
ای ارگ جاودان بم

همچو هگمتانه پایدار
همچو بیستون استوار
خاک عاشقان بی قرار
ای دیار مهر و افتخارایران
همچو هگمتانه پایدار
همچو بیستون استوار
خاک عاشقان بی قرار
ای دیار مهر و افتخارایران
[ همخوانی ]

ایران ای سرای من
خاکت توتیای من
جاویدان بهشت من
عشقت کیمیای من
[ پایان همخوانی ]


دوشنبه 3 مرداد 1390

دانستنی های ایران 1

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

در ایران بیش از 400 پایه درخت کهنسال به ثبت رسیده است که این تعداد در کل قاره سبز اروپا بکمتر از 10 درصد یعنی حدود 40 پایه می باشد...


دوشنبه 3 مرداد 1390

بدانیم 1

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

کلمه "BioDiversity" به معنای "تنوع زیستی" می باشد که معادل فارسی آن "زی گونگی=زیگونگی" است...ازین پس در ترجمه ها و متون خود از جانشین فارسی آن استفاده کنیم...


دوشنبه 3 مرداد 1390

معرفی اشخاص - قسمت اول

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

میخام یه نفرو امروز معرفی کنم که به وضوح میشه از ایشون به عنوان یکی از بهترین و شاید بهترین محقق محیط زیست در خصوص بیابان زدایی در کشور عزیزمون یاد کرد. 

وقتی جایگاه محققین کشور خودمون و نوع برخورد با اونها رو با کشورهای بلاد کفر مقایسه میکنیم متاسفانه جز دلگیری چیزی نصیبمون نمیشه! وقتی میبینیم در اون سوی آبها!، محققین همطراز و حتی پایینتر از سطح محققین خودمونو به خصوص در زمینه علوم پایداری و محیط زیست، به شدت حمایت میکنن و از محصولات فکریشون استفاده های عملیاتی میشه ولی در کشور ما با فیلتر کردن وبلاگ یا سایتشون مواجه میشیم چه کار باید کرد؟ چه باید گفت؟ چه برخورد و عکس العملی باید نشون داد؟ اصلا امکان عکس العمل یا گفتن چیزی وجود داره؟
در کشوری که یکی از بزرگترین مشکلاتش، دست و پنجه نرم کردن با مشکلات محیط زیست و خشکسالی و بیابان زایی هست، چرا باید محققین این حوزه با مشکلات این چنینی حتی برای ابراز نظراتشون مواجه باشن؟ چیزی که متاسفانه برای سایر حوزه ها نیز شاهد هستیم...

خب از درد دل بگذریم...

برای معرفی اولین فرد در وبلاگم، جناب آقای مهندس محمد درویش رو انتخاب کردم...

وبلاگ آقای محمد درویش :(وبلاگ فیلتر شده ایشون در سال 2009 به عنوان سومین وبلاگ زیست محیطی جهان شناخته شد)

www.darvish.info

www.darvish100.blogfa.com


برای معرفی ایشون از زبان خودشون اینجا رو کلیک کنید.

سه شنبه 21 تیر 1390

افزایش قیمت بلیت هوایپما در 7 سال اخیر...

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

ابتدا به سال 83 برمی‌گردیم، وزیر راه و ترابری احمد خرم است و آن جنجال‌های معروف وی. خرم آن زمان گفته بود: "ماجرای افزایش قیمت بلیت هواپیما از مثالهای مرغ و تخم مرغ است.مسئله منطقی كردن هزینه ها یا افزایش قیمت بلیت یا پرداخت یارانه ها اگر انجام  نشود، نوسازی هواپیماها و امنیت پرواز را دچار مشكل می كند."

برهمین اساس، خرم مجوز افزایش 33.5 درصدی قیمت بلیت هواپیما در شهریورماه سال 83 را صادر كرد كه واكنشهای شدید مجلس را در پی داشت. پس از این افزایش، چند سالی قیمتها در بخش حمل و  نقل هوایی تثبیت ماند تا اینكه در مردادماه سال 86 دولت با محوریت وزارت راه و ترابری با افزایش 17 درصدی قیمت بلیت هواپیما موافقت كرد.

حسین خانلری رئیس  وقت سازمان هواپیمایی كشور در مرداد سال 86 گفته بود: شورای عالی هواپیمایی پس از  تشكیل هفت جلسه با هدف تعیین و ارتقای ایمنی و سلامتی در صنعت حمل و نقل هوایی و ایجاد توازن بین هزینه شركت‌های هواپیمایی و میزان درآمد آنها این تصمیم را اتخاذ  كرده است.

در ادامه در دی ماه سال 87 بار دیگر قیمت بلیت هواپیما به میزان 15 درصد افزایش یافت. در این میان، حسین خانلری رئیس وقت سازمان هواپیمایی كشوری  همان زمان این افزایش قیمت در حمل و نقل هوایی را امضا كرد.

یكی از مقامات  سازمان هواپیمایی كشوری همان زمان در این باره گفته بود: با افزایش قیمت بلیت  هواپیما به دلیل جبران بخشی از هزینه های بالای شركتهای هواپیمایی موافقت شده  است.

سال 88 قیمت افزایش نیافت و بدون تغییر باقی ماند اما در مهرماه سال 89 كه بحث داغ اجرای هدفمندی یارانه‌ها مطرح بود، در سكوت محض رسانه ای با ابلاغیه رضا  نخجوانی رئیس سازمان هواپیمایی كشوری به شركتهای هواپیمایی به یكباره 30 درصد قیمت  بلیت هواپیما گران شد.

این افزایش كه در آستانه اجرای هدفمندی یارانه ها  اعمال شد، انتقادات نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دیگر بخشها را به دنبال  داشت.

پس از گذشت 9 ماه از آن تصمیم و ابلاغیه جنجالی، حالا باز مجوز افزایش 14 درصدی قیمت بلیت هواپیما صادر شده است كه باید به زودی منتظر ابلاغیه نخجوانی به  شركتهای هواپیمایی در این باره باشیم.

البته علی نیكزاد وزیر راه و شهرسازی  گفته است: افزایش قیمت بلیت هواپیما به منظور ایجاد امكانات بیشتر برای خدمات رسانی  بهتر به مردم است.

جدول افزایش قیمت بلیت هواپیما در 7 سال اخیر به شرح ذیل  است:

جدول 7 ساله افزایش قیمت بلیت هواپیما

 

 سالدرصد افزایش قیمت 
 83 33.5 درصد
84  بدون تغییر
85  بدون تغییر
86  17 درصد
87  15 درصد
88  بدون تغییر
89  30 درصد
90  14 درصد

 

بررسی افزایش قیمتها در بخش حمل و نقل هوایی كشور در 7 سال اخیر نشان می دهد كه  در مجموع در این سالها قیمت بلیت هواپیما 166 درصد افزایش یافته كه 48 درصد آن در 9 ماهه اخیر بوده است.

به هر حال امیدواریم گزارش عملكرد مقایسه ای از ارائه  خدمات شركتهای هواپیمایی پس از افزایش قیمتها در این سالها ارائه شود؛ خدماتی كه  مسافران این بخش از آن گلایه ها و انتقادات فراوانی دارند.


سه شنبه 21 تیر 1390

میراث فرهنگی در کشاکش سیاست...

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

چندی پیش با انتخاب معاون سیاسی امنیتی استانداری شیراز به عنوان معاون گردشگری كل  كشور، باز هم معضل حضور مدیران سیاسی در سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی  به چشم خورد تا این سازمان عریض و طویل نیز مانند حوزه ورزش با مشكل مدیران سیاسی  دست و پنجه نرم كند.

 


اولین سخنان روح‌الله احمدزاده،  استاندار جوان شیراز پس از مراسم معارفه در سمت ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع  دستی و گردشگری این بود كه او با اتوبوسی پر از همكارانش به تهران نیامده است تا  مدیرانی جدید را به ساختار تخصصی میراث فرهنگی و گردشگری تزریق كند؛ هر چند اولین انتصاب او با معرفی معاون این سازمان در امور گردشگری كه از همراهان سیاسی وی در استانداری شیراز بود، كلید خورد .هر چند به اعتقاد ناظران طبیعی است كه رئیس سیاسی یك سازمان فرهنگی، آدم‌های سیاسی را به عنوان همكار برای خود برگزیند.

رئیس فعلی سازمان میراث فرهنگی، صنایع  دستی و گردشگری دارای مدرك كارشناسی ارشد پیوسته مدیریت از دانشگاه امام صادق(ع) است.

او تا قبل از این، مشاور وزیر كشور،  رئیس مركز مطالعات، تحقیقات و آموزش این وزارتخانه، نماینده وزیر كشور در هیات  امنای دانشگاه علوم انتظامی، رئیس كمیته راهبردی آموزش و رئیس شورای پژوهشی وزارت  كشور بوده است.

خود احمدزاده در یكی از معدود  سخنرانی‌هایش، مهم‌ترین دلیل حضورش در این سمت و آشنایی‌اش با این حوزه را آن
دانست  كه او استاندار منطقه‌ای بوده است كه گردشگر زیادی دارد.

این قصه سر دراز دارد

اما تكیه زدن احمدزاده بر صندلی ریاست  سازمان میراث فرهنگی، ‌نخستین نمونه از این دست در این سازمان نیست؛ چرا كه حمید  بقایی، رئیس پیشین این سازمان نیز كه ابتدا به عنوان قائم‌مقام مشایی در این عرصه  مشغول شد، هیچ سابقه كاری در این حوزه نداشت.

البته اسفندیار رحیم‌مشایی رئیس اسبق  این سازمان نیز وضعیتی مشابه داشت. او نیز از زمره مدیران سیاسی به شمار می‌آمد كه  حضورش در این سازمان با حاشیه‌های زیادی همراه بود؛ حاشیه‌هایی كه گهگاه باعث ضربه  خوردن مفهوم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی می‌شد.

با این حال خطاست فكر كنیم این ماجرا  تنها محدود به دولت احمدی‌نژاد بوده است، چنین انتخابی در دولت هشتم نیز رخ داد؛  وقتی كه حسین مرعشی ریاست این سازمان را به عهده گرفت.

در تمام سال‌های پس از شكل‌گیری سازمان  میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، حضور چهره‌های سیاسی در راس آن باعث شده است  تا منتقدان، رفتارهای سیاسی این مدیران را ملاك ارزیابی قرار دهند و در نقد آنان،  به این حوزه مهم فرهنگی نیز خواسته یا ناخواسته آسیب وارد سازند. البته این موضوع  تنها در محدوده حوزه ریاست سازمان باقی نمی‌ماند و شامل معاونت‌هایش نیز  می‌شود.

گردشگری، همیشه در تنگنا

حامد دهقانان كه اكنون به عنوان معاون  گردشگری این سازمان انتخاب شده است نیز تا قبل از این سمت به عنوان معاون سیاسی  امنیتی استاندار فارس مشغول به خدمت بوده است.
البته پیش از این، شهباز یزدانی این  سمت را عهده‌دار بود؛ شخصی كه اطلاعات زیادی در مورد سوابق فرهنگی او نیز
نمی‌توان  پیدا كرد. علیرضا عامری، رضا موسوی و محمدشریف ملك‌زاده هم كه هر یك مدتی سكان  گردشگری كشور را به دست گرفتند، دقیقا چنین وضعیتی داشتند و از بیرون بدنه تخصصی  سازمان و همراه با رئیسان جدید به آن راه یافتند.
 
صنایع دستی، مهجور

چندی پیش، تهمینه دانیالی، معاون صنایع  دستی این سازمان در دوره حمید بقایی، از سوی احمدزاده بركنار شد تا اسفندیار  حیدری‌پور به جای وی بر این صندلی بنشیند.
در حالی كه از سوابق كاری و مدیریتی  حیدری‌پور اطلاع زیادی در دست نیست، اما در مورد دانیالی می‌توان گفت كه
كارنامه  كاری و پژوهشی او تنها در عرصه‌های اجتماعی و علم جغرافیا خلاصه می‌شود.

قبل از دانیالی هم حسین هاتفی فارمد  این سمت را برعهده داشت. از او نیز اطلاعات زیادی در مورد فعالیت‌های فرهنگی وجود  ندارد و اكنون نیز مسوولیت برخی پروژه‌های اقتصادی را به عهده گرفته  است.

موزه ملی به كجا  می‌رود؟

در حالی كه برخی از رسانه‌ها و  كارشناسان از مشكلی به نام حضور مدیران سیاسی در عرصه ورزش گله می‌كنند، اما شاید  حوزه میراث فرهنگی و گردشگری، روی عرصه ورزشی را در این مورد سفید كرده باشد. در  همین ارتباط می‌توان به سابقه مدیریتی موزه ملی اشاره كرد.
موزه ملی هر كشور، قلب تپنده هویت و  سابقه تاریخی آن سرزمین به شمار می‌رود كه نیازمند حضور متخصص‌ترین افراد
در این  حوزه است.
آزاده اردكانی، آخرین مدیر موزه ملی  ایران است كه البته جوان‌ترین كسی به شمار می‌آید كه تاكنون بر این مسند تكیه
زده  است. انتخاب او در دوره ریاست حمید بقایی البته با واكنش‌های منفی زیادی از سوی  كارشناسان روبه‌رو شد. او دارای لیسانس میكروبیولوژی است و به گفته منتقدان تنها  شاید به این دلیل به این سمت منصوب شد كه معلم زبان انگلیسی بقایی بود.
البته اردكانی تنها مدیر موزه‌ای نبود كه باستان‌شناسی  نخوانده و در این حوزه كار نكرده بود، زیرا محمدرضا مهراندیش كه پیش از او این سمت  را عهده‌دار بود نیز هیچ تخصصی در این رابطه نداشت.

 

به نقل از : روزنامه جام جم- دوشنبه 20 تیر 1390 - صفحه فرهنگ و هنر


سه شنبه 21 تیر 1390

معرفی سایت - قسمت اول

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

چند تا از بچه های خوب مدیریت جهانگردی بابلسر یه سایتی راه انداختم که به نظرم مطالبش برای کسایی که علاقه مند به مسایل گردشگری و رشته جهانگردی باشن مفیده. دست همشون درد نکنه و از همین جا بهشون خسته نباشید میگم. ایشالا این راه ادامه داشته باشه.

www.TMUMZ.com

 


سازه‌های فلزی بر فراز خشت‌های تاریخی
نوشته شده توسط : سعیده آقاخانی
تپه باستانی هگمتانه همدان هر چند وقت یکبار دستخوش تغییرات می‌شود؛ ساخت نمازخانه و سرویس‌های بهداشتی، سنگفرش شدن قسمت‌های کاوش نشده، نصب سازه‌های فلزی نارنجی رنگ روی آثار کاوش شده و راه‌اندازی دانشگاه علمی کاربردی بر فراز تپه از جمله دگرگونی‌هایی است که در 2سال اخیر روی این تپه باستانی پدید آمده است.

در کنار اینها، اکنون بسیاری از آثاری که از دل خاک بیرون آمده، جز در ترانشه (کانال حفاری) مرکزی، بدون حفاظ رها شده، اگرچه ساخت سوله حفاظتی روی ترانشه مرکزی نیز تخریب قسمت‌هایی از دیواره‌های خشتی را به‌دنبال داشته است. همچنین سال گذشته سوله‌هایی که به‌منظور حفاظت از آثار معماری تاریخی هگمتانه در کنار میدان هفت تیر همدان ساخته شده بود، بر اثر وزش باد و توفان فروریخت و تاکنون هیچ جایگزینی برای آن در نظر گرفته نشده است. این گزارش نگاهی دارد به گوشه‌ای از کارهای انجام شده روی این تپه باستانی.

11فصل کاوش در تپه‌های هگمتانه طی سال‌های 1362 تا 1379 به سرپرستی محمدرحیم صراف، منجر به شناسایی واحدهای خشتی بزرگی شد که از بقایای شهری تاریخی حکایت می‌کرد. مرحوم مسعود آذرنوش نیز که سرپرستی در دور دوم کاوش‌ها را برعهده داشت، این آثار را متعلق به دوره اشکانی دانست. هیأت باستان‌شناسی در دور نخست کاوش‌های تپه هگمتانه با ایجاد ترانش‌هایی به طول70 وعرض 20 متر، آثار باستانی مدفون شده‌ای را از عمق 2 تا 5متری از زیر خاک خارج کرد که از این قسمت تپه هگمتانه با نام ترانشه مرکزی یاد می‌شود. با پایان این دور از کاوش‌ها سوله‌ای فلزی بر فراز آثار نصب، همچنین راهرویی با استفاده از داربست و چوب برای بازدید گردشگران از محوطه ساخته شد.

این ساختار تا سال 88 حفظ شده بود تا اینکه سازمان میراث‌فرهنگی همدان تصمیم گرفت سالنی با سازه‌های فلزی به‌منظور پوشش کامل کارگاه کاوش مرکزی بسازد. بیش از 50 درصد طرح با هزینه 3 میلیارد ریال تا شهریورماه آن سال به انجام رسیده بود که عملیات اجرایی طرح ناگهان متوقف شد. خاکبرداری، تسطیح، سنگچینی، بولتگذاری، بتن‌ریزی و نصب بخشی از سازه‌های فلزی از جمله اقداماتی بود که در این مرحله روی تپه باستانی انجام شد.اسدالله بیات، رئیس سازمان میراث فرهنگی همدان، دلیل توقف طرح را به مشکل‌برخوردن با پیمانکار و بروز برخی اشکالات فنی و اجرایی اعلام می‌کند و در بیان هدف از ساخت این سازه فلزی می‌افزاید:«به‌دلیل کمبود اعتبارات تصمیم گرفتیم برای حفاظت از آثار کاوش شده هگمتانه سازه‌های فلزی را در ترانشه مرکزی نصب و ساختارهای حفاظتی قبلی این کارگاه باستان‌شناسی را به سایر قسمت‌های کاوش شده منتقل کنیم.»این درحالی است که سرپرست نخستین دور کاوش‌های هگمتانه می‌گوید:«هر طرحی که روی تپه باستانی هگمتانه پیاده می‌شود، باید به تصویب شورای باستان‌شناسی برسد و اینطور نیست که هرکس خواست، حق داشته باشد، سوله‌ای بر فراز آثار تاریخی بسازد».

محمدرحیم صراف تخریب برخی از آثار تاریخی تپه هگمتانه پس از نصب سازه فلزی را دلیلی بر بی‌برنامه انجام شدن کار می‌داند و می‌گوید:«نصب این سازه‌ها از لحاظ فنی و مرمتی اشکال دارد.»مهرداد ملک‌زاده، باستان‌شناس، از زاویه‌ای دیگر با ساخت این سازه مخالفت می‌کند؛ به عقیده وی، مهم‌ترین مشکل این سازه‌ها رنگ آنهاست.ملک‌زاده توجه به رنگ را در معماری و آثار تاریخی موضوعی جدی و مهم می‌داند و می‌افزاید:«رنگ نارنجی جیغ با فضای تپه باستانی تضاد دارد و انتخاب این رنگ برای سازه فلزی نصب شده در تپه هگمتانه نوعی فاجعه منظری به‌شمار می‌رود.»این باستان‌شناس درهمین حال تأکید می‌کند با توجه به اینکه میزان بارش نزولات جوی در همدان زیاد است، برای حفاظت از تپه هگمتانه باید طرح مرمتی کلان تهیه شود.از سوی دیگر، یکی از کارشناسان سازمان میراث‌فرهنگی همدان که نخواست نامش درگزارش درج شود، با بیان اینکه طرح حفاظت از ترانشه مرکزی با سازه‌های فلزی در شورای فنی استان به تصویب رسیده بود، به همشهری می‌گوید: «اما آنچه در عمل اجرا شد با طرح تصویب شده تفاوت دارد.»وی درباره علت مطرح نشدن این طرح در شورای باستان‌شناسی نیز خاطرنشان می‌کند: «شورای باستان‌شناسی از دی ماه سال گذشته کار خود را آغاز کرده اما کاوش‌ها و محوطه‌سازی‌ و اقدامات مربوط به حفاظت از هگمتانه قبل از تأسیس شورای باستان‌شناسی و با تأیید سازمان میراث‌فرهنگی کشور شروع شده است».

سنگفرش تپه باستانی

فروردین ماه امسال، گردشگران شاهد سنگفرش شدن مسیرهای دسترسی به آثار تپه هگمتانه بودند که این مسیرها از روی مناطق کاوش نشده می‌گذشت. همچنین این روزها عملیات اجرایی ساخت نمازخانه و سرویس بهداشتی در قسمت ورودی تپه هگمتانه رو به پایان است و پارکینگی نیز در این قسمت ساخته و به بخش خصوصی واگذار شده است.

رئیس سازمان میراث فرهنگی همدان دلیل این اقدامات را رفع مشکل تعیین مسیرهای دسترسی گردشگران به آثار و رفاه حال آنان می‌داند اما باستان‌شناسانی مانند ملک‌زاده و صراف این دلایل را برای دستکاری تپه هگمتانه کافی نمی‌دانند. ملک‌زاده در همین ارتباط از مسئولان میراث فرهنگی می‌پرسد:«مهم‌ترین مشکل تپه هگمتانه استراحت مسافران است یا صیانت از آثار؟»صراف نیز باردیگر بر لزوم اعمال نظر شورای باستان‌شناسی و گرفتن تأیید این شورا برای هرگونه تغییر در تپه هگمتانه تأکید می‌کند. وی با یادآوری اهمیت جهانی تپه هگمتانه می‌افزاید:«اقداماتی از این دست باعث از بین رفتن آثار باستانی این تپه که متخصصان بسیاری برای بیرون کشیدن آنها از دل خاک زحمت کشیده‌اند و هزینه‌های هنگفتی برای کاوش‌های آن صرف شده است، می‌شود.»علی هژبری، سرپرست کاوش‌های سال گذشته تپه هگمتانه نیز می‌گوید: «پس از تعیین عرصه و حریم جدید تپه هگمتانه، مشخص شد که بخش‌هایی از آثار دوران اشکانی به دلایل مختلف از جمله ساخت و سازهای دوره معاصر (دوره پهلوی و بعد از انقلاب) مانند خیابان‌کشی‌ها و گسترش محلات، از بین رفته است که می‌توان در این فضاها با رعایت حریم منظری تپه باستانی و حفظ ارتفاع مجاز امکانات لازم را ساخت؛ همانطور که موزه جامع غرب کشور در این محوطه با چنین ضوابطی در حال ساخت است».

این باستان‌شناس درباره ساختمان نمازخانه و سرویس‌های بهداشتی در تپه باستانی هگمتانه تصریح می‌کند: «نمازخانه برای رعایت حریم منظر باید در یک طبقه و نه بیشتر ساخته شود، اما الان ارتفاع بنا به 1/5 طبقه رسیده است».

دانشگاه برفراز تپه تاریخی

دانشگاه علمی کاربردی «میراث هگمتانه» نیز سال گذشته در بخشی از این تپه باستانی راه‌اندازی شد و پذیرش دانشجویان در رشته‌های معماری، هتلداری و جهانگردی را آغاز کرد.این دانشگاه در مدرسه تاریخی ارامنه که در بخش جنوب شرقی تپه هگمتانه قرار گرفته است، فعالیت خود را آغاز کرده و بناهای تاریخی اطراف مدرسه نیز از جمله خانه کشیش و کلیسا به نمازخانه و دفتر مدیریت دانشگاه تغییر کاربری داده است. رئیس سازمان میراث فرهنگی همدان دلیل راه‌اندازی این دانشگاه را تقویت آموزش‌های گردشگری و پودمانی سازمان میراث‌فرهنگی عنوان می‌کند، این درحالی است که سرپرست سابق کاوش‌های تپه هگمتانه از اینکه دانشجویان هر روز برای رسیدن به محل تحصیل خود از تپه عبور می‌کنند، ابراز نگرانی می‌کند.

صراف می‌گوید: « اینگونه رفت‌وآمدها در کنترل و حفاظت تپه هگمتانه مشکل ایجاد می‌کند و اگر قرار باشد مکانی برای آموزش‌های گردشگری و میراث‌فرهنگی اختصاص یابد، سازمان میراث‌فرهنگی، مرکز آموزش عالی دارد و می‌توان در آنجا آموزش‌های عملی را برگزار کرد».صراف همچنین از کاوش‌های بی‌برنامه در تپه هگمتانه انتقاد می‌کند و می‌افزاید:«حفاری، حفاظت و ساماندهی تپه باستانی هگمتانه سلیقه‌ای نیست و مجوز کاوش فقط باید به کسانی داده ‌شود که شرایط لازم را داشته باشند». ملک‌زاده هم می‌گوید:«کاوش در تپه هگمتانه باید طبق برنامه خاصی انجام شود. صراف در کاوش‌های هگمتانه به بررسی عرضی آثار پرداخت و مرحوم آذرنوش کارگاه عمیق لایه‌نگاری را برای بررسی طولی آثار و اجتناب از انجام کاوش‌های گسترده و غیرضروری در پیش گرفت. حال باید دید ما در تپه هگمتانه به‌دنبال چه چیزی هستیم و تعیین این خواست با خرد جمعی امکان پذیر است یا با تصمیم یک فرد یا یک اداره؟»


به‌دنبال تخریب بخش‌های مهمی از بافت تاریخی شیراز در قالب طرح تخریب 57 هکتاری بافت تاریخی شیراز، انجمن معماران ایران با ارسال نامه‌ای به مقام معظم رهبری، خواستار حمایت ایشان از حفظ و نجات بافت تاریخی شیراز شدند.

این نامه در حالی نگاشته شده که تحصن ماه گذشته دوستداران میراث فرهنگی در بافت تاریخی شیراز نیز نتوانست مانع تخریب بافت شود.کلنگ تخریب مهم‌ترین بخش از بافت تاریخی شیراز در نخستین روز از هفته میراث فرهنگی بدون توجه به اعتراض متخصصان و دوستداران و فعالان میراث فرهنگی برگذر تاریخی خانقاه احمدی زده شد.در این نامه با تاکید بر فرمایشات مکرر مقام معظم رهبری مبنی بر حفظ هویت ایرانی اسلامی که بافت‌های تاریخی دوره اسلامی بخش بزرگی از آن هویت را تشکیل می‌دهند، عنوان شده است:

متأسفانه امروز افرادی ناآگاه و ناآشنا به پیام ریشه‌دار مقام معظم رهبری اقدام به تخریب‌های پی در پی در بافت تاریخی شیراز با نام‌های مقدسی چون بین‌الحرمین یا حضرت شاهچراغ می‌کنند و اندک توجهی هم به نقطه نظرات بزرگان و متخصصین این رشته که سالیان دراز به این مملکت خدمت و دلسوزی کرده‌اند، ندارند. در بخش‌های دیگری از این نامه آمده است: برخی مسئولان با بی‌توجهی به این سرمایه ملی مذهبی «بافت‌های تاریخی دوره اسلامی»، راه‌های به اشتباه پیموده شده را دوباره و دوباره می‌پیمایند و با برخوردهای ناشایست و بی‌توجهی به‌نظرات متخصصین و دوستداران میراث اسلامی گویی می‌خواهند این پشتوانه دینی فرهنگی را در غوغای اندیشه‌های نابسامان، پریشان و بدون سنخیت عصرحاضر ناپدید سازند. در پایان نامه مذکور انجمن معماران ایران نجات بافت تاریخی شیراز را نیازمند رهنمودهای دانش‌محور مقام معظم رهبری دانسته و تاکید بر حفظ و نجات آن را خواستار شده‌اند.


یکشنبه 5 تیر 1390

چی بگم...

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

خب باز هم سلام

ظاهرا اول از هرچیز باید به به خودم بفهمونم که قبل از اراده قوی به کسی قول و وعده و وعید ندم...بیش از یک ماه گذشت اما هنوز چیزی ننوشتم.البته خب فصل امتحانا بود و الان یوخده سرم خلوت تره. ایشالا خدا کمک کنه و بتونم به اهدافی که میخام تو این وبلاگ برسم


دوشنبه 2 خرداد 1390

سلام دوباره

   نوشته شده توسط: محسن گل عنبری    

با سلام دوباره خدمت تمامی دوستان

راستش خیلی وقته میخاستم دست به قلم بشم و دوباره وبلاگی راه بندازم و حرفای دلمو توش بنویسم. نه بخاطر اینکه کسی بیاد ببینه و به به و چه چه دوستانمو ببینم. که البته دوستان و آشنایان همیشه لطف داشتن و دارن و دیدن الطافشونم گرمی راه هر کسیه و لذت خودشو داره. اما بیشتر به خاطر ارضای حس درونیم برای "گفتن"...و کمتر برای نوشتن(راستش دست به قلم خوبی ندارم)...گفتن از هرچیزی که می بینم...گفتن از درد ها و غم ها در کنار شادی ها و خوبی ها...گفتن از جامعه و فرهنگ و ایران و ایرانی...گفتن از گذشته، اکنون... و شایدم آینده...

راستشو بخاید از وقتی که وبلاگ دلنوشته هام بدون هیچ دلیل منطقی دچار فیلترینگ شد دیگه حسی برای در انداختن نقشی نو نداشتم...نمیدونم چرا...و حتی نمیدونم چرا کسی بهم جواب نداد که چرا...!! شاید خودشونم ندونستن که چرا...

اما خب حالا اومدم...ایشالا با یاری خدا و قوت قلب دوستان ، دوباره بتونم بنویسم

ان شاالله...